اوقات شرعی       جستجو         پیوندها        تماس با ما
چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷
 
ارسال شده در تاریخ دوشنبه 14 ارديبهشت 1394            نسخه قابل پرینت

ما خودمان را فرزندان مهران مدیری می دانیم

فاطمه هاشمی مدعی نیست، گله مند نیست، پریشان هم نیست، اما واقعا هنرمند است. متواضع و مهربان. باورش برای خود من هم سخت بود که هنرمندی جزو تیم ثابت کاری مهران مدیری باشد و اینقدر دوستانه و به دور از نقاب هایی که بسیاری پشت آنها مخفی می شوند پاسخگوی سوالات باشد.

این گفتگو در حین تصویر برداری سریال «در حاشیه» و با همت مهران یوسفی (مدیر آموزشگاه ققنوس) انجام شده است همراه با مزدک مراقبی(همسر)، پریا مراقبی(فرزند) و غلامحسین مراقبی(پدر همسر).

- شما متولد سال 47 در بندر انزلی هستید. از ورود خود به دنیای هنر برای ما تعریف کنید

در زمان ما وارد شدن به دنیای هنر خیلی سخت بود، نگاه فامیل خیلی سخت بود و از همه مهمتر کنار آمدن با عکس العمل ها در یک شهر کوچک از استان گیلان خیلی سخت بود. هر چند خانواده خودم بزرگترین حامی من بودند اما به دلیل وجود ارتباطات خانوادگی شدید با افرادی مثل عمو، عمه و خاله که همه خود را ملزم به نظر دادن می دانستند، حرکت در مسیر کارهای هنری بسیار سخت بود.

اما منهم مانند بسیاری از همکاران علاقه ام به کارهای هنری از دوران مدرسه شروع شد. در اواسط سالهای دهه شصت که دوران راهنمایی را می گذراندم با نشریه سروش که متعلق به صدا و سیما بود آشنا شدم و با وجود جو سنگین شهرمان بالاخره موفق شدم یک گریزی بزنم به مرکز استان یعنی شهر رشت و به عضویت انجمن سینمای جوان رشت درآمدم.

پس از آن ارتباط من با نشریه سروش همچنان ادامه داشت بطوریکه در دوران نامه و پست و تمبر من در طول هفته 2 بار برای سروش نامه می نوشتم و در نهایت از طرف این نشریه آقای حسن فرازمند از من دعوت کردند به تهران بروم و منهم به همراه مادر خدا بیامرزم به تهران رفتیم و من موفق شدم کتابهای رشته هنر را تهیه و نزد اقوام در تهران بمانم و رشته هنر را در قالب ادبیات نمایشی در فرهنگسرای نیاوران ادامه دهم. البته لازم به ذکر است در آن زمان یعنی سالی که ما وارد شدیم هنوز رشته بازیگری بوجود نیامده بود.

- اولین کار حرفه ای شما پرواز 57 بود، با این گروه چطور همراه شدید؟

در دوران دانشجویی به صورتی خیلی ساده به جمع گروه پرواز 57 ملحق شدم و کار تلویزیون را تجربه کردم. علت این هم که می گویم خیلی ساده به خاطر این است که آن زمان مانند امروز گروههای بازیگری وجود نداشت و ما که دانشجویان هنر بودیم جزو معدود افرادی بودیم که می توانستیم دور هم جمع شویم و این کار را انجام دهیم. البته قبل از ما هم آقای کاردان و مرحوم خسروی در نوروز 72 شروع کرده بودند که اتفاقا آقای مهران مدیری هم جزو آن گروه بودند.

- ساعت خوش چطور؟

پس از این کار هم چون گروه دیگری وجود نداشت ما به همراه سایر بچه ها و البته آقای مدیری در کار ساعت خوش حضور پیدا کردیم و افرادی همچون رضا عطاران و سعید آقاخانی نیز به گروه ما اضافه شدند.

از آنجا بود که رفته رفته چیزی با عنوان طنز روتین 90 شبی بوجود آمد یعنی ساعت خوش را می توان نقطه شروع کارهای 90 شبی به حساب آورد.

- خود شما بعد از پرواز 57 فکر می کردید ساعت خوش به نوعی جریان ساز شود؟

اصلا. ما یک گروه بسیار ساده و بی ادعا بودیم اما بسیار مستعد البته منهای من. اکثرا هم شهرستانی بودیم و بدون حاشیه. به همین دلیل به هیچ چیزی فکر نمی کردیم به جز انجام بهتر کار. حتی بسیاری از تقسیم وظائف نیز همچون نویسندگی، دستیاری، طراحی صحنه و ... در حین کار صورت گرفت. به مرور زمان هم با تجربه و خطاهایی که انجام می گرفت کار خود به خود رتوش می شد. به مرور زمان و پس از گذشت 6 ماه بچه ها کم کم جایگاه خودشان را پیدا کرده بودند. به طور مثال مرحوم داود اسدی خدا بیامرز کمتر بازی می کرد و بیشتر طنز تلخ می نوشت. شاید باورتان نشود اما با گذر اندک زمانی همه ما متوجه شده بودیم که تمام حرکات داود اسدی طنز تلخ است.

- پس از ساعت خوش نوبت به سال خوش رسید.

بله بعد از ساعت خوش گروه ما دیگر کاملا حرفه ای شده بود و بصورت حرفه ای تمام وارد کار سال خوش شدیم. علت آنهم این بود که چند سال بود بچه ها کنار هم کار کرده بودند و به نوعی توانمندی خود را پیدا کرده بودند. جالب است بدانید که از همین زمان فیلمهای تلویزیونی 90 دقیقه ای هم شکل گرفت.

- چرا با وجود موفقیتهایی که به دست آمد،گروه ساعت خوش در آن سالها دچار حاشیه شد؟

ببینید در آن زمان یک تعدادی دختر و پسر جوان حرف دل مردم را که انصافا حرف روز بود به تصویر کشیدند و این کار تا آن زمان بی سابقه بود. ما بعد از مدتی که از کار می گذشت  متوجه شدیم چقدر آدم در محل لوکیشن ما حضور دارند و به قول معروف عین مور و ملخ از در و دیوار لوکیشن بالا می روند و در این فعال و انفعالات ما گاهی مجبور بودیم شبانه لوکیشن خود را عوض کنیم.

- اما قبول کنید در بوجود آمدن اتفاقات آن دوران بعضی از همکاران شما یعنی اعضای گروه ساعت خوش هم نقش داشتند.

درسته. من حرف شما را تکذیب نمی کنم اما در نظر بگیرید یک گروه جوان که بیشتر آنها از شهرستان آمدند و هیچ پیش زمینه ای ندارند به غیر از مدرک تحصیلی خود، و یکدفعه با این همه استقبال روبرو می شوند و در کانون توجه قرار می گیرند پس باید قبول کنیم حاشیه های آن روز برای بعضی از بچه ها رنگ داشت. امروز که زمان گذشته شاید دیگر آن حاشیه ها رنگ نداشته باشد اما همچنان حاشیه ها وجود دارند اما به شکلی دیگر.

- شما جزو معدود بازیگرانی هستید که از روز اول که با مهران مدیری شروع کردید همچنان با ایشان ادامه می دهید این همکاری چطور ادامه پیدا کرده است؟

خودم ترجیح دادم اینطوری ادامه بدهم یعنی با آقای مدیری در کارهایشان همراهی کنم

- اما مهران مدیری عادت دارد هر از چند گاهی تیم بازیگرانیش را دچار تغییر و تحول کند، اما شما همچنان هستید؟

نه. من این مسئله را قبول ندارم به خاطر اینکه آقای مدیری بچه ها را خیلی آزاد می گذراند و خیلی مواقع بچه ها را به کار دعوت می کنند

- مثلا؟

آقای رضا عطاران و سعید آقاخانی و شاید خیلی از بچه های دیگر که همچنان از آنها برای حضور  درخواست میشود و اتفاقا باید بگویم آقای مدیری استقبال می کند از حضور دوستان در کار

- شما الان از آقای مدیری جانبداری می کنید؟

من به دلیل اینکه ایشان در کار خود حرف اول را می زند و اتفاقا بر کاری که انجام می دهند مسلط هستند احترام بسیاری برایشان قائل هستم. من همیشه به خود آقای مدیری هم گفته ام که درست است که از لحاظ سنی تفاوت زیادی با شما نداریم اما ما خودمان را بچه های شما می دانیم

- شما در طی سالها کار خود هیچگاه به سمت کارگردانی نرفتید. علت خاصی دارد؟

ببینید کارگردانی یک کار دیگر است. من فکر می کنم حرفی را که دوست دارم بزنم با کار بازیگری بهتر می توانم ادا کنم. کارگردانی کار مفصل تری است که من در توان خودم نمی بینم. این کار یک آگاهی بسیار زیادی را می طلبد که من نمی توانم از پس آن بربیایم.

- تیپ یا کاراکتر، کدام یک را می پسندید؟

من مخالفتی با هیچکدام ندارم

- تخصص شما در کدام بیشتر است؟

شما چی فکر می کنید؟

- من نظر شما را می خواهم

من نمی تونم دقیقا بگویم که در چه چیزی تخصص دارم. این را باید مردم قضاوت کنند البته من همیشه دوست دارم بسازم، شخصیتی دور از فاطمه هاشمی اما برگرفته از توانایی های فاطمه هاشمی

- از نقش همدم در قهوه تلخ راضی بودید؟

هیچوقت نمیشود گفت کاری آدم را به طور کامل ارضا می کنه. همدم هم من را صد در صد راضی نکرد اما وقتی آقای مدیری در مقام کارگردان قرار می گیرد خیال آدم راحت است. اگر به جای آقای مدیری شخص دیگه ای بود من شاید اینقدر راحت نبودم و راحت به شما بگم که حتی گاهی اوقات دچار وحشت می شوم

- به عنوان آخرین سوال قبل از شروع پخش قهوه تلخ فکر می کردید این کار با این حجم از استقبال مواجه شود؟

من قبل از پخش قهوه تلخ خیلی می ترسیدم .حتی به خود آقای مدیری هم گفتم که می ترسم. جالب اینکه در یکی از مصاحبه ها هم این مسئله را عنوان کردم و تیتر آن مصاحبه شد «وحشت فاطمه هاشمی»      

 
فیلم و صوت
 
    جدیدترین اخبار
صفحه نخست   |   تماس با ما    |     پیوند ها    |     جستجو    |     آب و هوا     |    RSS
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ می باشد .
طراحی سایت : ایران طراح