اوقات شرعی       جستجو         پیوندها        تماس با ما
دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹
 
ارسال شده در تاریخ شنبه 6 ارديبهشت 1399   ساعت 12/45           نسخه قابل پرینت

هشدار برای پدیده جدید فوتبال ایران در اینستاگرام

با بالاگرفتن توجه عمومی به آرات حسینی پسرخردسال و مستعد ایرانی بد نیست یادی هم از پدیده مشابهی شود که به مسی ایرانی معروف شده بود.

به گزارش «ورزش سه»، در پا ییز سال 92 فیلم های کوتاهی از نمایش خیره کننده امیرحسین حاجی زاده پسربچه  9ساله اردبیلی منتشر و خیلی زود به مسی ایرانی معروف شد. او حتی به برنامه نود آمد و بعد از آن این خبر منتشر شد که پرسپولیس قراردادی ده ساله با او بسته و یا این پسر بااستعداد به رئال مادرید می رود. اتفاقی که رخ نداد  و امروز خیلی ها سرنوشت این پسر را با آرات حسینی دیگر استعداد خردسال ایرانی مقایسه می کنند. عیسی عظیمی نویسنده و مترجم اردبیلی به بهانه توجه زیادی که اینروزها به آرات جلب شده داستانی از آنچه برای امیرحسین حاجی زاده رخ داد را روایت می کند:

علی دایی کاردش می ‌زدی خونش نمی‌آمد. خلوت شبانه ‌اش را در اردوی پرسپولیس در سرعین به هم زده بودند و توی رودرواسی معرفتی با همشهری‌ها، لپتاپی گذاشته بودند جلویش تا هایلایتی از بازی «مسی اردبیل» را ببیند. 

امیرحسین حاجی‌زاده، پدیده نه ساله‌ای بود که تازه گل کرده بود و می‌گفتند ستاره آینده فوتبال ایران از اردبیل می‌آید. کلیپ دو سه دقیقه‌ای هنوز داشت پخش می‌شد و امیرحسین داشت دریبل می‌زد که دایی لپ‌تاپ را بست و با اکراه گفت: «حواستون بهش باشه؛ بذارین درسش رو بخونه و بازی کنه». این توی ذوق آن‌هایی خورد که دنبال بلیت برای امیرحسین بودند تا دایی ببردش پرسپولیس و با دلخوری رفتند.

ما خبرنگارها ولی ول ‌نکن بودیم. آن کلیپ یک ماه بعد از نود پخش شد. بچه را رساندیم به جلد و تیتر یک و روزنامه آ.اس اسپانیا از تمایل رئال مادرید برای قرارداد با مسی اردبیل نوشت. بعد هم که خودش رفت نود، تازه یکی مثل رویانیان دست‌هایش را به هم مالید و گفت به به چه هلوی پوست‌ کنده‌ای! موج آن‌قدرها بلند شده بود که فرصت‌طلب‌ها سوارش شوند. آقای مدیرعامل هفته بعد اردبیل بود و تیتر قرارداد پرسپولیس با اعجوبه، سرخط خبرها.

تب تند، این بار هم، زود به عرق نشست. ماهی‌گیرهای حرفه‌ای رفتند و دیگر خبری ازشان نشد. امیرحسین ماند و سرمای اردبیل. چیلیک چیلیک برق فلاش‌ها تمام شده بود و بچه دیگر آن بچه سابق نبود. یک سال با افسردگی گذشت و پدرِ پدر و مربی‌اش درآمد تا دوباره او را از روی زمین بلند کنند. قبل از نوشتن این متن زنگ زدم به مهدی شیخلووند، مربی امیرحسین که خبرش را بگیرم. گفت چند سالی می‌شود که رفته آکادمی کیا و آن‌جا، خوش‌بختانه روی روال درستی، دارد تمرین و بازی می‌کند. مثل یک متهم ردیف چندم تبرئه شده، خوشحال شدم که بالاخره در بهترین جای ممکن قرار گرفته است.

استعداد را به ما خورانده اند آقاجان. گران هم خورانده ‌اند. موفقیت در سایه استعداد، برخلاف تصور، پدیده نادری است. این را عموم ناموفق‌ها و معمولی‌ها توی بوق کرده‌اند که شاید توجیهی برای نکوشیدن باشد. تازه اگر فوتبالیست، بازیگر،خواننده شدن را موفقیت بدانیم. در واقع به نظر می‌رسد شبکه‌های اجتماعی دارند جنس تقلبیِ «دیده شدن» را به نام موفقیت به ما می‌فروشند و ما مشتاقانه خریدار آنیم. راه‌های میان‌بر، عموماً بیراهه‌تر از آن هستند که مقصد دلنشینی آخرشان باشد و استعداد، آن‌چنان ربطی به موفقیت ندارد که کار و تلاش و عرق ریختن. هر وقت به این شک کردید، به بازیکن شماره ۲۴ بایرمونیخ در گذشته فکر کنید، به علی دایی.

ارسال نظر
نام و نام خانوادگی  *
ایمیل
نظر  *
   
 
فیلم و صوت
 
    جدیدترین اخبار
صفحه نخست   |   تماس با ما    |     پیوند ها    |     جستجو    |     آب و هوا     |    RSS
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت محفوظ می باشد .
طراحی سایت : ایران طراح