مقایسه ازدواج در گذشته و حال
جامعه ایران شاهد تغییرات ارزشی و هنجاری پرشتابی در دوره زمانی نسبتا کوتاه چند ساله پس از انقلاب سال ٥٧ در سطح جامعه ایرانی و بهویژه در زمینه ازدواج و خانواده بوده است. این مطلب به مقایسه ازدواج در گذشته و حال می پردازد.
ازدواج در دوره قدیم
نحوه انتخاب همسر به عهده پدر و مادر و گاهی قوم و قبیله فرد بوده و انگیزه دختر و پسر از ازدواج، فرزندآوری تلقی میشده است. در انتخاب همسر نیز به بحث عقد دخترعمو و پسرعمو اهمیت داده میشد و عقیده بر این بود که عقد آنها در آسمانها بسته شده است. ازدواجها درگذشته بیشتر درونگروهی بود تا برونگروهی و اگر ازدواج برونگروهی صورت میگرفت، مرزهای شناسایی و هدایت جمعی آن گروه مخدوش میشد. به همین علت است که امروزه بسیاری از زبانها و فرهنگهای قومی را از دست دادهایم؛ چراکه شیوههای تشکیل خانواده مضمحل شدهاند. در ازدواج نسل قبل، اینکه افراد در چه سنی و با چه کسی و به چه شیوهای ازدواج کنند، از قبل مشخص بود. بهطورکلی اراده پذیرش همسر با جمع بود نه با فرد؛ بهصورتیکه گاهی ازدواجها براساس منافع مالی و سیاسی گروه و قبیله شکل میگرفت.
اینکه در گذشته آیا عشق معیار ازدواج بوده یا نه؟ سوالي است بسیاری از کارشناسان در پاسخش ميگويند: در گذشته معیارهای مختلفی برای انتخاب همسر وجود داشته که میتوان به پول، زیبایی، مسکن، شغل، اخلاق، دینداری، سواد، تحصیلات و صداقت اشاره کرد که البته ترتیب و تنوع معیارهای زن و مرد با هم متفاوت بوده است. اما معیاری كه کمتر به آن توجه میشود بحث سلامت است؛ هم از بعد جسمانی، هم روانی و اجتماعی. شايد عشق هم نقش عمدهاي در سلامت ازدواج و زندگاني داشته باشد.
ازدواج در دوره جدید
آنقدر روند ازدواجهاي جديد رو به تغيير گذاشته كه كمتر دو نفري را پيدا ميكنيد كه مشابه دو نفر ديگر، هم را پيدا كرده و عاشق شده و براي بقاي عشقشان ازدواج كرده باشند. امروزه اما سن تجرد قطعی برای زن و مرد فرق کرده و تحمل اجتماعی برای عدم ازدواج دختر و پسر افزایش پیدا کرده است. حتی شیوه و معیار همسرگزینی نیز تفاوت کرده و کنش عقلایی معطوف به هدف، موجب میشود که دست به انتخاب بزنیم. شکل آشنایی و همسرگزینی از جمعگرایی به فردگرایی تغییر پیدا کرده و این تحول از انتخاب جمعی به فردی، قابل تأمل است. عشق بهعنوان یکی از ملاکها و معیارهای مهم تلقی میشود و نیز فضای همسرگزینی به شرایطی تبدیل شده که گزینههای زیادی را پیش روی افراد قرار میدهد. این فضاها میتواند دانشگاه یا فضاهای شغلی و نیز فضاهای مجازی باشد. ارزشها نیز دچار تغییر شدهاند؛ بهطوریکه دیگر فرزندآوری تنها هدف و دلیل ازدواج نیست. از دلایل این مسأله میتوان به مصرفگرایی فرزندان اشاره کرد که دیگر پشتوانه زمان پیری و درآمدزا نیستند.
دختران و پسران امروز در فضاهایی مانند خیابان و مراسم مختلف و حتی ازدواج غیابی به انتخاب همسر میپردازند. متاسفانه موضوعی که امروزه ازدواج را دچار مشکل میکند این است که سابقه آشناییهای پیش از ازدواج کم است. موضوع دیگر نیز بحث رواج ازدواجهای ناهمگون است. از منظر جامعهشناسی خانواده بهتر است که ازدواجها همگون باشد که دو نفر از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، تحصیلات، قومی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند و اینگونه شانس موفقیت ازدواج خود را افزایش دهند. با اين تفاسیر، نميدانم در اين ميان سرنوشت عشق چه ميشود؟ نميدانم براي پيوندهاي جاري و آتي عشق را چگونه ميتوان به تصوير كشيد.